امـید
ای رقیب ، ای سنگدل رحمی به من کن او امیـد قلب بیمار من اسـت ! ! !
عشق ، کتاب ، شعر ، سینما ، فیلم ، رمان .... ووو
ای رقیب ، ای سنگدل رحمی به من کن او امیـد قلب بیمار من اسـت ! ! !
امشب خیلی داغونم ، ساعتها تو ترافیک ماندم سردرد شدیدی دارم
مرده شور این زندگی رو ببره ، نصف عمر ما تو ترافیک لعنتی به هدر میره ، هیچ راه حلی هم پیدا نمی کنند ، یکی نیست بگه آقای قالیباف به جای قطع کردن درختان لویزان و شکایت و دادگاه فکری به حال این ترافیک کشنده بکنید
فردا تصمیم دارم برم استادیــوم صدهزار نفری برای بازی فوتبال
بالاخره از یک جائی باید شروع کرد ، چرا همین فردا نباشه ، مگه زنها حـق ندارند زندگی کنند ؟
چقدر از این تبعیض احمقانه رژیم بیـزارم
اگر همه با هم یکدل و متحد شویم هیچ نیروئی نمی تونه ما رو کنار بزنه
احمدی نژاد امروز رفته بود سرتمرین تیـم ملـی ، سه تا گل هم زد ، فاتحه این تیم تو جام جهانی خوانده است ، دروازه بانی که از احمدی نژاد گل بخوره دیگه تکلیفش معلومــه
یک کتاب خوندم از زندگی " ونــگوگ " نقاش هلنـدی پیشنهاد می کنم شما هم بخوانید کتاب قشنگی است ، اسمش شور زندگی است و ترجمه ندوشـن
زندگی چیست خون دل خوردن اولش رنج و آخرش مردن
ای کاش خـدا کمکی میکرد و راهی برای این ملت بدبخت هموار میکرد ، جوانها دچار دپرسینـگ شده اند
هیچ رنگ و بوئـــی از عید به چشم نمی خوره انگار نه انگار که دهـم اسفند هست
حوصله نوشتن ندارم ، کتاب رو اگه دیدید حتما بخونیـد
خـــدا نگهـــدار
سلام به دوستان نادیده ام
امروز داشتم کتاب یوگای صورت را می خواندم خیلی مفید بود پیشنهاد میکنم شما هم آنرا بخوانید نوشته بود اشعه آفتاب و خشکی پوست اولین دشمن پوسـت شما بشمار میروند و پوست شما را مهمان چین و چروک های زودرس می کنند ، نوشته بود با چرخش ماهیچه های صورت (یـوگا ) می توانید با آن مبارزه کنید
از اوضاع سیاسی چه خبر ؟
در سایت های اینترنتی خواندم بازهم عده ای را بازداشت کرده اند نمیدانم این بگیر و ببند ها کی تمام میشود
شاید روزی که یک مسلمان هم در ایران باقی نمانده باشد
چون این رفتارها فقط و فقط تیشه به ریشه دین و مذهب و اسلام زدن است
زندگـی جـز آتش تیـزی نبود جـز نوای حسرت آمیـزی نبـود
زندگـی کاشـکی به ما امـون میداد
گوشه چشمـی به ما نشـون میداد
تا حالا برای شما پیش آمده بخواهید سر خودتان را به دیوار بکوبید
امروز برای من از آن روزهاست ... حالم از این سیاست بهم می خوره ... همه چیز با هم قاطی شده ... ابر و باد و مه و خورشید دست به دست هم دادند تا در راهپیمائی 22 بهمن سیل جمعیت خروشان به راه بیفته و جمهوری اسلامی از این جمعیت استفاده تبلیغاتی کنه
از یک طرف حق استفاده از انرژی اتمی ، از طرفی کاریکاتور اهانت آمیز به پیامبر ، از طرف دیگه ایام عزاداری امام حسین ... مثل اینکه خدا هم زبانم لال با این جماعت بر کرسی قدرت نشسته جمهوری اسلامی است
نمیدانم حق گلایه بردن نزد خدا را داریم یا نــه ؟
خدایا چـرا ؟ چـرا تا به این حد به این جماعت پروبال میدهی ؟
امروز ایام عزاداری تمام شد لباس مشکی ام را از تن بیرون آوردم ، ولی دل و دماغ هیچ کاری رو نداشتم
یک دم کشوهای اتاق رو ریختم بهم ولی بدون اینکه درستشان کنم همه را ریختم سرجاش از اولش هم بدتر شد ... یک دم جزوه های نهج البلاغه را ( که تصمیم دارم مرتب شده بنویسم و پرینت بگیرم ) برداشتم ولی حوصله ام نشد اون رو هم کناری انداختـم ...
بعدش نشستم اطو کنم آنهم فقط اتلاف برق و وقت بود ، تلوزیون رو روشن کردم فقط راهپیمائی را نشان میداد
چیزی نمانده بود دیوانـه بشم
شاید هم شده ام خودم خبر ندارم
اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شـد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بـود
سلام دوستان
از مراسم شب عاشورای امام حسین میآم نمیدونم چرا امسال رنگ و بوی همیشگی رو نداشت ، شاید مردم از اوضاع و احوال سیاسی و اجتماعی ایران اسلامی خسته شده اند ، من که به خدا خسته شدم
توی این ماتمکده روی هیچ چیز و هیچ برنامه ای نمیشه حساب باز کرد
معلوم نیست فردا چه عاقبتی در انتظارمان باشه
حتی دل و دماغ نوشتن هم ندارم
توی کشورهائی که از صبح تا شب مورد لعن و نفرین ما قرار میگیرند مثل آمریکا و اسرائیل " کاندولیزا رایس " و " سیپی لیونی " وزیر امور خارجه هستند و در ایران اسلامی ما زن ناقص عقل و حتی دیه و شهادتش هم نصفه نیـمه حساب میشه
گاهی اوقات میگم بگذارم بـرم از این خراب شده
ولی خوب معذوراتی دارم که باید بنشینم ، بسوزم و بسازم
بیگانه جدا
دوست جدا
خویش جدا
می شکند
هر کس به طریقی
دل ما می شکند
بیگانه اگر می شکند حرفی نیست
از دوست
بپرسید
که چــرا می شکند ؟
![]()
امیدم را مگیر از من خدایا خدایا خدایا
دل تنگ مرا نشکن خدایا خدایا خدایا
آهنگ هایـده رو گذاشتم و دارم حال میکنم ، حتما شما هم این آهنگش رو شنیدین ؟
میزنم فریاد هرچه بادا باد
وای از این طوفان وای از این بیداد
آه ، وای از این بیـداد
می دونید چیه من به این اعتقاد ندارم که ماه محرم یا ایام عزاداری امـام حسین حتما باید نوحـه
گذاشت هر چیزی که آدم رو به گریه بندازه و هر چیزی دل آدم یه جورهـائی به خلوص واداره
همون حکم صد تا مرثیه رو داره
امروز صبح توی داروخانه یک خانمی اومده بود دوا بگیره ولی هزار تومان پول کم داشت ، یک قلم
از داروهاش رو از کیسه اش برداشتند دلم سوخت ، هزار تومان رو بهش دادم قبول نمیکرد خیلـی
اصرار کردم تا بالاخره قبول کرد
اما واقعا این چه فقری هست که گریبان این مردم رو گرفته
ای خـدا به آبروی حسین مظلوم قسم ات میدهم خودت راه گشایشی برای این مردم فراهم کن
این کشور داره به کجا میره ؟
تا چند به غمخانه ی حسرت بنشینیم
باشد که زمانی به فراغت بنشینیم
بی طاقتیم در ره او می رود از حـد
کـو صبرکه درگوشه ی طاقت بنشینیم
سلام هم وبلاگی های عزیز و مهربـون
امیدوارم خوب خوب باشید ، فرارسیدن ماه محرم را به شما تسلیت میگم
سمیرا دوستم میگه تو خوبی که هر روز یک مناسبتی را برای نوشتن در وبلاگت پیدا میکنی .... خوب چکنم من هم اینجوری ام دیگه
با جریان انرژی هسته ای چطورین ؟
اگه پرونده ایران به شورای امنیت بره خیلی بد میشه هـا
گمانم تو این ماه مقامات ایران کوتـاه بیان ... ولی گرانی و مشکلات اقتصادی که در رابطه با این مسئله پیش میآد از همین الان خودش رو نشان داده
خوب بگذریــم
یک کتاب خوندم بنام بعــد از او نوشته حمزه لو چاپ انتشارات شادان
قشنگ بود ، با اینکه بسیار یکنواخت و طولانی به نظر میرسید ولی یک جاذبه ای داشت که آدم رو تشویق میکرد بخـونه .... البته کمی هم گران است که این از خصوصیات انتشارات شادان است ... من که جقیقتش خرید از انتشارات شادان را تحریم کردم این کتاب رو هم یکی از دوستهام خریده بود منهم گرفتم و خواندم
یک چیز دیگه سعی کنید اگه کتابی رو از کسی قرض میگیرید حتما آنرا تمیز و مرتب نگه دارید
من که همیشه اینطورم
یارب چه کسی طاقت آغوش تو دارد ؟
آنجا که کنی سایه ی خود را زقفا گـرم
تو که از های های گریه ام ، قاه قاه می خندی
آیا باور داری که روزی خودت هم گریان شوی ؟
___________________
بی حضورت ، تمام لحظاتی که "دوستت دارم" می گفتم را عاشقانه می فهمم.
خوبی ات بیشتر از روزهایی که بودی ، با من است. شاید باید می رفتی تا معنای تو را بدانم .
____________________
چطورید با برف ؟
برف قشنگی است ، همه ی شهر سپید پوش شده
یادش بخیر روزهای کودکی ، روزهای آدم برفی درست کردن
سرنوشت ما چگونه رقم خواهد خورد ؟ ... نمیدانم ....
_____________________
زندگی کردن من مردن تدریجی بود
آنچه جان کند تنم عمر حسابش کردم
*
ای چرخ فلک خرابی از کینه توست
بیدادگری شیوه ی دیرینه توست
*
داستانی ست غم انگیز خدایا هستی
بهتر است اینهمه غم ثبت به دفتر نشود
*
بر لبم کس خنده ای هرگز ندید الامگر
در میان گریه بر احوال خود خندیده ام
شـوق پرواز دارم
پـرواز تا ابدیت ، پرواز تا نقطه ای نامعلـوم
دلم خیلی گرفته بچه ها ... نمیدونم چرا ؟ ... هوا سرد شده و بیرون رفتن سخت
احساس می کنم زندگی پوچی داریم
امشب شب ژانویه است شب عیـد شب سال نـو
ولی تو این مملکت هیچ خبری نیست ، حتی اعیاد خودمان هم رنگ و بوئی نداره تا چه برسه به ژانویه
غیرتـم کشت که محبوب جهانی لیکن
روز و شب عربده با خلق خـدا نتوان کرد
دل من هم مثل آسمون شهر گرفته
گاهی وقتها تصمیم می گیرم وبلاگ نویسی رو کنار بگذارم ، ولی من که کاری به کسی ندارم من برای
دل خودم می نویسم
یکی از دوستهام میگفت برو موهایت رو کوتاه کن تا روحیه ات عوض بشه !
من نمیدونم چـه ربطی داره ؟
یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیـدم
پای در دامن انـدوه کشیدم
نه گسستم
نه رمیـدم
رفت در ظلمت غـم
آنشب و
شبهای دگـر هــم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سلام
نمیدونم شما سریال پیله های پـرواز رو نگاه می کنید یا نه ؟
من که خیلی دوستش دارم از بازی بهنوش طباطبائی و از قیافه اش خیلی خوشم میاد ، نمیدونم او چرا مثل میترا حجار و فراهانی و هدیه تهرانی اقبال بلنـدی نداره که معروف بشه ... با اینکه از همۀ آنها خوشگل تره
امروز توی اتوبوس شاهد یک دعوای جانانه بودم
زن و شوهری آنچـه فحش بلد بودند حواله همدیگه کردن
چقدر بعضی از مردم بی شعور و بی فرهنگ هستند ، آنوقت ما انتظار داریم این مملکت چـی بشـه ؟ خوب معلومه که باید بنشینیم و درجا بزنیـم
خوش بحال اون وبلاگهائی که مخاطبین فراوان دارند من که تو تنهائی این وبلاگ پوسیدم اگه برای کسی پستی بگذارم او هم بهم جواب میده